قصه های پسر،غصه های پدر

توی گوشت به جای لالایی بعد از این شاهنامه می‌خوانم…

توی گوشت به جای لالایی بعد از این شاهنامه می‌خوانم…

در سختی و در بلا نگه می‌دارد نامرئی و بی صدا نگه می‌دارد تو جانب اهل حق نگه دار و ببین دستان خدا تو را نگه می‌دارد *** چشم‌ها را به روی هم مگذار که سکون نام دیگر مرگ است دشمنانت همیشه بیدارند خواب گاهی برادر مرگ است گوش کن؛ در سکوت مبهم شب پچ‌پچی موذیانه می‌آید گربه بی‌حیای همسایه نیمه‌شب‌ها به خانه می‌آید پسرم! خواب گرم و شیرین است اینک اما زمان خواب تو نیست تا زمانی که حیله بیدار است چه کسی گفته وقت لالایی است؟! گوش کن؛ دشمن از تو و خاکت پرچمی بادخورده می‌خواهد از تمام غرور اجدادی‌ت قهرمانان مُرده می‌خواهد! دشمنت مار خو...
27 مهر 1392